الشيخ أبو الفتوح الرازي

455

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

ايمانتان كافر باز كنند ، و اين بر سبيل مجاز بود ، يعنى ايشان چيزى كنند كه آنانى كه از شما بر بصيرت نباشند ( 1 ) از سر حميّت جاهليّت كارى كنند كه ظاهر او كفر باشد و ارتداد از معادات و معاندت با يكديگر ، و كشتن يكديگر ، و معلوم است كه اين هيچ كفر نباشد ، بل فعلى بود كه آنان كنند كه مرتدّ باشند . جابر عبد اللَّه انصارى گويد : بينا ( 2 ) كه ما در يكديگر افتاده بوديم ، رسول - عليه السلام - بر آمد كالقمر الطَّالع ، چون ماه تابان كه در شب تاريك بر آيد ، به دست اشارتى كرد ، چندانى بود كه اشارت دست رسول بديدند تا اين گروه از اين جانب شدند و آن گروه از آن جانب ، پس در جهان هيچ شخصى ( 3 ) نيست كه بر ما دوستتر است از رسول خداى ، و نديديم روزى كه اوّلش زشت و وحشتر بود كه آن روز و آخرش نكوتر از آن روز . آنگه حق تعالى بر وجه تعجّب گفت : * ( وَكَيْفَ تَكْفُرُونَ ) * ، چگونه كافر شوى ( 4 ) شما . * ( وَأَنْتُمْ تُتْلى عَلَيْكُمْ آياتُ اللَّه ) * ، و آيات خدا بر شما مىخواندند . * ( وَفِيكُمْ رَسُولُه ) * ، و پيغامبر او در ميان شما است ، اى عجب با چنين لفظها در قرآن چگونه روا دارد كسى كه در دين خدا و كتاب خدا جبر گويد ؟ حق تعالى بر سبيل تعجّب مىگويد : چگونه كافر شوى به خداى ، و در ميان شما كلام خدا و كتاب خداى ؟ كس نيست تا بگويد چگونه كلامى به ما فرستيد ( 5 ) چون قرآن بر دست رسولى چون محمّد با صد هزار حجّت و برهان ، آنگه ما را منع كنى به قهر از ايمان ، و دلهاى ما خراب و بيران ( 6 ) كنى به جحود و كفران ، آنگه از ما تعجّب نمايى كه : * ( وَكَيْفَ تَكْفُرُونَ ) * ، اين تعجّب از تو است ! ممكن هست كه اگر كلام خدا نباشد ، و رسول خدا نباشد ، و عاقل مكلَّف را خواطر و دواعى و تجدّد انواع نعمت با اختلاف عقلا بجنباند نظر كند و خداى را بشناسد ما دام ، تا او را خداى به جاى باعث مانع نباشد ، و به جاى داعى صارف ( 7 ) .

--> ( 1 ) . مج : باشند ، با توجّه به وز تصحيح شد . ( 2 ) . لب : همانا . ( 3 ) ، وز ، دب ، آج ، فق ، مب : شخص ، مر : كس . ( 4 ) . دب ، مب : شويد . ( 5 ) . دب ، آج ، لب ، فق : فرستى / فرستيد . ( 6 ) . مب ، مر : ويران . ( 7 ) . مج : صادق ، با توجّه به وز و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .